| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
سلام باز هم من آمدم .... ميدانم خيلي خوشحال شديد ... يه چند وقتي نبوديم ....دليلش مهم نيست...ولي الان اومدم ...امروز كه اول مهر ميباشد هيچ خبري از هياهوي روزهاي اول در مدرسه نبود و فقط كلاس بندي شديم... از انجا كه خواهران فضول عزيز كنجكاو اميد هاي فردا و بقيه خانم هاي عزيز سخت مشتاقند كه بدونند بچه هاي سما چه روزهايي تعطيلند من برنامه ي تعطيلي بچه هاي پيش دانشگاهي سما رو اعلام ميكنم... روزهاي يكشنبه و پنج شنبه تعطيل اند و روزهاي چهار شنبه تا ساعت 2 مدرسه ميباشند همين ديگه....يا حق |+| نوشته شده توسط يه بچه مثبت؟؟ در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 11:24 |
به من بگو مدت زیادی از تولد برادر علی کوچولو نگذشته بود . علی مدام اصرار می کرد به پدر و مادرش که با نوزاد جدید تنهایش بگذارند
حسودی کند و بخواهد به او آسیبی برساند . این بود که جوابشان همیشه نه بود . اما در رفتار علی هیچ نشانی از حسادت دیده نمی شد ، با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم برای تنها ماندن با او روز به روز بیشتر می شد ، بالاخره پدر و مادرش تصمیم گرفتند موافقت کنند .
مانده بود و پدر و مادر کنجکاوش می توانستند مخفیانه نگاه کنند و بشنوند . آنها علی کوچولو را دیدند که آهسته به طرف برادر کوچکترش رفت. صورتش را روی صورت او گذاشت و به آرامی گفت : نی نی کوچولو ، به من بگو خدا چه جوریه ؟ من داره یادم میره !یا حق |+| نوشته شده توسط يه بچه مثبت؟؟ در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 21:17 |
یکم حرف دوستانه!!!
سلام اول اين داستان رو بخون بعد واستا باهات كار دارم: چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند . بقیه ی قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چه قدر عمیق است به دو قورباغه ی دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست . شما به زودی خواهید مرد .
اما قورباغه های دیگر دائما به آنها می گفتند که دست از تلاش بردارید ، چون نمی توانید از گودال خارج شوید ، به زودی خواهید مرد
او بی درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد
قورباغه ها فریاد می زدند که دست از تلاش بردار ، اما او با توان بیشتری تلاش کرد و بالاخره از گودال خارج شد وقتی از گودال بیرون آمد ، بقیه ی قورباغه ها از او پرسیدند : مگر تو حرفهای ما را نشنیدی ؟
تشویق می کنند
یا حق |+| نوشته شده توسط يه بچه مثبت؟؟ در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 8:1 |
کی میدونه بن بست چیه؟
همه يك روز به بن بست مي رسند . تنها تفاوت در اين است كه بعضي ها زودتر مي رسند و بعضي ها ديرتر يعني مسير رسيدن آنها به ديواري كه سد راهشان شده است با هم فرق دارد ، طول مسير متفاوت است و علاوه بر آن ارتفاع ديواري كه راهشان را سد كرده است هم با يكديگر فرق دارد براي بعضي ها بلندتر است و براي ديگران شايد كوتاه تر . اما آنچه كه مهم است اين است كه وجود دارد اين بن بست وجود دارد و ما هم يك روزي مجبور به رد كردن يا نكردن اين ديوار بن بستيم . بعضي ها از ديوار رد مي شوند و بعضي هاي ديگر پشت آن مي مانند آنقدر كه همان جا تمام مي شوند و ديگر هيچ چيزي از آنها باقي نمي ماند . تعدد بن بست ها نشانه رفتن بيشتر است هر چه مسيرت طولاني تر باشد به بن بست بيشتري مي رسي و هر چه مسير كوتاه تر باشد تعداد آنها كمتر است . تمام ديوارهاي جهان يك روزي فرو مي ريزند و از هم پاشيده مي شوند اما اين بدان معنا نيست كه ديگر بن بستي وجود ندارد بلكه بن بست ها هميشه پابرجايند و هيچ گاه هم از بين نمي روند چون زاييده خود ما هستند اين ماييم كه بن بست مي آفرينيم بي آنكه خودمان هم بدانيم و بعد بيهوده سعي مي كنيم آنها را خراب كنيم و از بين ببريم . گاهي چنان محصور اين بن بست ها مي شويم كه مسير ها را از ياد مي بريم و تمام انرژي مان را صرف از بين بردن ديوارها مي كنيم بي آنكه براي ادامه مسير رمقي داشته باشيم بعد كه به خود مي آييم مي بينيم تمام شده ايم ….. يعني پوچ …. تهي …. درست مثل چيزي كه هرگز نبوده …. نيست … و نخواهد بود یا حق |+| نوشته شده توسط يه بچه مثبت؟؟ در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 19:6 |
سلام امروز ميخوام به بررسي چند وبلاگ معروف و فعال شاهرود از قبييل اميد هاي فردا ...فرزانگان...دخترهاي شهر...روزگار و خاطرت فراموش نشدني...وبلگ هاي آماردهي بپردازم وبلاگ اميدهاي فردا www.bestofgirls.blogfa.com: اين وبلاگ همانطور كه معلوم است مربوط به بچه هاي اميدهاي فرداست در همين ابتدا من يه سوال از اين دوستان مميپرسم و خودم جواب آن را ميدهم اما آنها هم به من كمك كنند ........ چرا اين وبلاگ را تاسيس كردين؟ به نظر من هدف از تاسيس اين وبلاگ در ابتدا يه طور حس رقابت جويي بود با مدارس ديگر كه سعي ميكردند مانند آنها داراي وبلاگ باشند...اما از آنجا كه دوستان ما فقط خواستن كاري كرده باشند و هدف خاصي ندارند زياد موفق نبودند آنها اكثر پست هاي خود را در مورد اتفاقات روزمره ي خود مي گذاشتند و هيچ منظور خاصي از پست هاي خود نداشتند و به نظر من پست هاي آنها محتواي معنايي ندارد و بايد بيشتر تفكر كنند و البته اين را هم بگم 1يا 2پست آنها جالب بود (پست هاي مربوط به اصطلاحات) والبته يكي از ويژگي هاي اين وبلاگ فعال بودن نويسنده هاي آن ميباشد. وبلاگ فرزانگانwww.farzaneganhs.blogfa.com : اين وبلاگ نيز مربوط به دبيرستان فرزانگان شاهرود ميباشد اين وبلاگ قدمتي زياد دارد و ميتوان گفت فعال ترين وب شهر است مطالب آنها تقريبا ااز نوع جالب و علمي ميباشدوبه نظر من اگر بهترين وب شهرنباشد يكي از بهترينهاست اما تنها انتقاد وارد بر ابن وب اين است كه تمام نويسندگان آن فعال نيستند و فقط 1يا 2 نفر از آنها مينگارند وبلاگ دختر هاي شهرhttp://dokhtaraye-sheyton.persianblog.com/: اين وبلاگ مربوط به يكي از دوستان مدرسه صدف ميباشد.....نويسنده اين وب در كپي كردن مطلب از وبلاگ هاي ديگران استعداد خاصي دارد ... به طوري كه هر چي مطلب تابلو در وبسايت ديگران وجود دارد را كپي ميكند و با نام مطالب ضد پسر آها را آپديت ميكند....خوب شايد اين هم يه جور شيوه ي نويسندگي است ولي بهتره به جاي اين كه كوركورانه تقليد كنند تراوشات ذهني خود را بنويسند و اگر هم ازپسرها انتقادي دارندعاقلانه بيان كنند نه اينكه همينطوري يه چيزي را كپي كنند... وبلاگ روزگار و خاطرت فراموش نشدنيhttp://aroosaketo.mihanblog.com: اين وبلاگ مربوط به يكي از بچه هاي اميدهاي فرداست كه به مرور خاطرات روزانه ي خود مي پردازد براي همين ما هيچ انتقادي از آنها نداريم ..همين وبلاگ هاي آماردهي ...amaghejahanam: با وجود ا ين كه نسل اين وبلاگ ها منقرض شده بود اما دوباره گروهي باز اقدام به اين كار زشت كردند وتصميمم به آمار دهي دوستان دارند ولي فقط يه چيزي را بدانند و آن هم اين است كه تمام دختران اين شهر آمار همه ي اين تابلو هايي كه شما ميخواهيد آمارشان را بدهيد بهتر از خود شما دارند پس لطفا بيخيال بشيد در آخر هم از شما ميخوام كه وب من را بررسي كنيد يا حق |+| نوشته شده توسط يه بچه مثبت؟؟ در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 10:58 |
بابا محمود چه عجب!!!!
بالاخره آقا محمود به هر شاهرود هم اومد و دل عاشقان ولايت را سيراب كرد در حالي كه هنوز عطر گل رهبري در خيابان ها ميپيچيد او آمد و فضاي شهر را دل انگيز تر كرد و اين حرفا... ولي من ميخوام با كمك شما به ره آورد اين سفر اشاره كنم : ويژگي ها و كمك هاي دولت به شاهرود: 1.شاهرود داراي فرماندهي ويژه شد از امروز(يعني بودجه به طور جدا واسه شاهرود مياد) 2.ساخت ورزشگاه براي دختران و پسران 3.كمك به حل مشكل كم آبي و... انتقادات و ضعف هاي سفر: 1.مدت اين سفر نسبت به بقيه سفر ها كم تر بود (فقط 2روز) 2.دايي محمود 3ساعت دير سخنراني را شروع كرد 3.كم توجهي به بيكاري جوانان 4.توجه نكردن به فضاي مرده شهر از نظر پارك و فضاي سبز و... بقيه را هم شما بگيد نكته:داماد محمود شاهرودي ميباشد(همونه كه امله) يا حق |+| نوشته شده توسط يه بچه مثبت؟؟ در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 23:27 |
چند لحظه ای به او ... سلام به خدای خو بم به خدای مهربونم و سلام به شما خو بین؟ خوب خدارو شکر به نام اونی که می دونم الان داره منو میبینه و از تمام رازهای زندگی من باخبره...... سلام خدا جونم خوبی؟ منو که یادت نرفته؟ میدونستم چو ن تو هیچوقت هیچکدوم از بنده هات یادت نمی ره خدایا دلم گرفته دلم واسه خودم تنگ شده چون خیلی وقته که یه سری به خودم نزدم که ببینم چه کار میکنم. ولی امروز میخوام یه کم باهات حرف بزنم بعدش هم یه سری به خودم بزنم خدا جونم.... چند وقته که احساس میکنم دیگه دوستم نداری فکر میکنم باهام قهری و این بدترین چیز برای منه خدا جونم.... یه چند وقتیه که دیگه از خودم بدم میاد یعنی با این کا رهایی که میکنم و دل تورو میشکنم دیگه خجالت میکشم سرم رو بذارم رو مهر و بگم خدایا منو ببخش دیگه خجالت می کشم دستامو رو به آسمون بلند کنم و بگم خدایا دستمو بگیر میدونی چیه خدا جونم.... شاید ایمانم ضعیفه یا شاید هم شیطون نمیذاره که دست از اون کار ها بکشم. به هر حال هرچی هست تو منو ببخش به خاطر تمام بدی هام و به خاطر تمام کارهایی که انجام دادم و دلتو شکستم .دوباره توبه میکنم . خدا جونم هیچوقت تنهام نذار به قلبم بیا و هیچوقت از قلبم بیرون نرو همیشه باهام باش فقط کمکم کن تا یه جوری از این مشکلات خلاص بشم پس منتظرم فراموشم نکنیا دوستت دارم تا بینهایت.... امروز هم يه خبر بد ديگه بهم رسيد ..... اين روزا همش بد ميارم واقعا دارم كم ميارم.... اون از اتفاق يه هفته پيش كه ش.....م رفت و اين از اين روزها كه قراره دوتا ديگه از دوستانم از اين شهر خراب شده بروند و خودشون رو نجات بدن.... ولي من بدجوري بهشون عادت كردم مخصوصا به مهرداد كه از برادر بهم نزديك تره....... نميدونم چه كار كردم كه خدا هر چي دوست خوبه از من ميگيره........ خلاصه خيلي خيلي دلم گرفته....كاش ميشد سرنوشت از سر نوشت..... يا حق . |+| نوشته شده توسط يه بچه مثبت؟؟ در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 11:36 |
من که خوب دادم نسبتا ۱۸ میشم ولی کاش ببیشتر میشدیم امیدمون فقط به این بود که اونم بد دادیم یا حق |+| نوشته شده توسط يه بچه مثبت؟؟ در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 21:34 |
سلام دوستان امروز اخبار رو گوش دادين؟ مثل اينكه قضيه امتحان فيزيك رفته مجلس و قراره روش بحث كنن بابا من كه ديگه حوصله ندارم دوباره امتحان بدم به همه يه 2نمره بدهند تموم بشه بره ديگه یا حق |+| نوشته شده توسط يه بچه مثبت؟؟ در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 21:38 |
|+| نوشته شده توسط يه بچه مثبت؟؟ در شنبه نوزدهم خرداد 1386 و ساعت 21:52 |
|
درباره وبلاگ
![]() من يه ققنوس كوچولو موچولو هستم هيچ كي منو نميشناسه وبلاگم for bodyيعني واسه همه است ......
الانم كه اومدي حال دادي .... من مي خوام اتفاقات مدرسه سما رو به شيوه ي طنز بنويسم اگه خواستي بخونشون يا حق منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مهر 1386تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 پيوندها
بچه هاي فرزانگانبچه هاي اميد هاي فردا آمار بازي بچه هاي شهيد بهشتي قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |